امام (ره) نگاه صفر و یكی نداشت
امام (ره) نگاه صفر و یكی نداشت
جام جم آنلاین: اشاره: دكتر عماد افروغ در كتاب «انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن» كه چاپ اول آن در سال 1386 منتشر شد، با محوریت جایگاه حضرت امام(ره) به عنوان نظریهپرداز اصلی انقلاب اسلامی و با واكاوی مبانی نظری و فلسفی ـ عرفانی ایشان، تلاش كرد تا زمینه لازم را برای یكی از ضروریترین و در عینحال مغفولترین نیازها و چالشهای فكری، یعنی فهم و تبیین دقیق و علمی ـ فلسفی انقلاب اسلامی و درك دلالتها و پیامهای متنوع و تو در توی حكمی، معنوی، سیاسی و اجتماعی فراهم كند. « آسیبشناسی انقلاب اسلامی » ، « ماهیت ، ضرورت و اركان نقد در جمهوری اسلامی»، «تبیین فلسفی انقلاب اسلامی بر اساس حكمت متعالی»، «مبانی و قلمرو احیاءگری دینی امام خمینی(ره)»، «ربط دو گفتمان مشروطه و انقلاب اسلامی»، «مردمسالاری دینی»، «آزادی در اندیشه امام خمینی(ره)»، «دموكراسی در اندیشه امام خمینی(ره)» و «معناداری مردمسالاری دینی» از عناوین گفتارهای این كتاب به شمار میروند.
در گفتوگویی با افروغ، ابعادی از مسائل نظری انقلاب اسلامی بررسی شد كه اكنون از نظر شما میگذرد.
توجه به منویات مقام معظم رهبری راهکار اصلی حضور حداکثری است
توجه به منویات مقام معظم رهبری راهکار اصلی حضور حداکثری است
تاکید مقام معظم رهبری بر این بود که شورای نگهبان با وسعت نظر بیشتری برخورد کند و کاندیداهای بیشتری را تأیید کند که بلافاصله آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان طی مصاحبه ای اعلام کردند تعداد بیشتری از کاندیداها تأیید صلاحیت خواهند شد. /نکته دیگری که رهبر انقلاب اشاره کردند و به طور غیر مستقیم می تواند در حضور حداکثری و سلامت انتخابات اثر گذار باشد تذکری بود که ایشان نسبت اخلاق دادند و اشاره کردند ما در این سی سال کارنامه خوبی به لحاظ اخلاقی نداریم که البته من نیز در این سال ها به کرات در این باب تذکر داده بودم. /به نظر من کیفیت فرد انتخاب شونده یکی از ضرورت های هر انتخاباتی است . اگر بستر را فراهم کنیم که کیفیت گرایی صورت بگیرد و صدا و سیما نیز کمک کند می تواند بر حضور حداکثری مردم موثر باشد.
نگاهی به زندگی و مواضع عماد افروغ
نگاهی به زندگی و مواضع عماد افروغ
همشهری ماه/شماره 92/پدرام صدری: او بهواسطه همین صراحت لهجهاش در بیان توانست به عنوان یکی از نمایندگان مجلس هفتم راهی بهارستان شود و در مجلس نیز تبدیل به چهرهای شد که نطقهای پیش از دستورش و همچنین تذکرات آییننامهایاش بلافاصله تبدیل به تیتر رسانهها میشد. افروغ را به عنوان چهرهای میشناسند که با موج روی کار آمدن دوباره اصولگرایان راهی مجلس شد و همواره به عنوان یکی از چهرههای شاخص اصولگرایان، بهخاطر انتقاداتی که از همان ابتدا نسبت به رویکرد برخی افراد نزدیک به محمود احمدینژاد داشت مورد اعتراض هواداران او قرار میگرفت.
تقابل ایرانیت و اسلامیت و قدرتزدگی مشکل جامعه ماست
تقابل ایرانیت و اسلامیت و قدرتزدگی مشکل جامعه ماست
ایلنا: عماد افروغ جامعهشناس و استاد دانشگاه تربیت مدرس معتقد است از همان ابتدا باید انقلاب را به لحاظ ذهنی و معیاری از جمهوری اسلامی جدا میکردیم و از انقلاب به عنوان محک و معیار نقد جمهوری اسلامی استفاده میکردیم تا شاهد برخی رخدادهای تلخ نباشیم. افروغ تقابل اسلامیت و ایرانیت و قدرتزدگی را دو مشکل امروز جامعه ایران میداند و میگوید: مشکلات به خاطر تقابل اسلامیت و ایرانیت است که کماکان مورد غفلت قرار میگیرد و البته این بحث هیچ ربطی به بحث پوچ و ناسیونالیستی مکتب ایرانی ندارد. نکته دیگر قدرت زدگی است که فکر کردیم با تشکیل جمهوری اسلامی دیگر نیازی به نقد و نظریهپردازی و نیازی به اعتبار قدرت و قدرت مدنی نداریم. قدرت مدنی تنها یک قدرت نظارتی نیست و باید در اداره کشور کمک کند. نمیتوان در اداره کشور از نخبگان عرصه مدنی غافل شد و نخبه شامل تخصصهای مختلف میباشد.
متن کامل گفتوگوی ایلنا با عماد افروغ با موضوع آسیبشناسی انقلاب اسلامی ایران در پی میآید:
انتقاد شدید عماد افروغ از ماجرای ماکت های مقوایی
انتقاد شدید عماد افروغ از ماجرای ماکت های مقوایی
عبرت نیوز: در ادامه واکنشها به برگزاری مراسم نمادین ورود امام به ایران، عماد افروغ، استاد دانشگاه و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم در گفتوگو با «تاریخ ایرانی»، چنین اقداماتی را موجب وهن شخصیت امام دانست و آن را بسیار زننده خواند. وی گفت : «اینکه بیایند تصویر امام را به قصد تداعی شخص ایشان به شکل چنین ماکتی مورد استفاده قرار دهند و به این سبک که از لحاظ هنری نیز بسیار ضعیف است به تصویرسازی بپردازند، کاری دور از انتظار و کم ارزش است.»افروغ درباره برگزاری چنین برنامههایی به «تاریخ ایرانی» گفت: «برای برگزاری چنین مراسمی، حداقل انتظاری که از مسئولین امر میرود آن است که از هنرمندان استفاده کنند و به گونهای به بازسازی وقایع بپردازند که مورد سوءاستفاده قرار نگیرد.»رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم، در ادامه با تاکید بر ناخوشایند بودن پخش این تصاویر از تلویزیون گفت: «برگزاری چنین مراسمی که در آن عکسی از امام را به این نحو مورد استفاده قرار دهند، نوعی وهن شخصیت امام محسوب میشود و بسیار زننده است.»او در ادامه با اشاره به نحوه اجرای مراسم گفت: «اجرای چنین مراسمی درباره آن رویداد تاریخی بزرگ توهینآمیز بوده است، البته شاید مسئولین نیت خیری داشته باشند اما به هرحال نتوانستند این عمل را به نحو احسن انجام دهند و به صورت نمادین نمایش دهند.»افروغ با بیان اینکه باید جلوی چنین اعمالی را گرفت، افزود: «این اتفاق افتاده و تاثیرات منفی خود را نیز گذاشته است، از این پس باید مانع تکرار اینگونه حوادث شویم و یا حداقل باید از لحاظ هنری بیشتر به آن پرداخته شود. اگر قرار بر تکرار آن وجود دارد و یا تمایلی بر حفظ آن هست، باید با آن برخورد شود.»افروغ در پایان با بیان اینکه انتشار و رسانهای شدن اینگونه مسائل کار درستی نیست، گفت: «چنین عملی اگر قرار و اصرار بر تکرار آن وجود دارد، خوب است به رسانهها وارد شود. در غیر این صورت نباید از سوی رسانهها نیز بر بیان آن اصراری صورت گیرد.»
حساسیتهای مردم با حساسیتهای مسئولان متفاوت است
حساسیتهای مردم با حساسیتهای مسئولان متفاوت است
نبض تحولات، داغی و حرارت یک جامعه در زندگی روزمره آن قرار دارد و ما بایستی هر حرکتی را از آنجا آغاز کنیم. به تعبیری ما به یک خرد پیشافلسفی نیاز داریم که این خرد در تمام حوزههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره باید در بستر جامعه احیا شود. خاستگاه ما جامعه است. «زیستجهان» اینجا دارای اصالت اولیه است. ما از این زیستجهان آغاز میکنیم، وارد عرصه فهم میشویم، بعد با فهم خود پلی میسازیم تا نفیها، تضادها، کاستیها، زشتیها و... درک شود و بعد با خرد معطوف به راهحل، راهحلی ارائه میدهیم؛ بعد از آن هم با خرد پسافلسفی مجددا به جامعه بازمیگردیم. در حوزه سینما هم من اصالت را به جامعه میدهم و سینماگر را بهعنوان یک نخبه و اهل تفکر در نظر میگیرم. جماعتی که با شهود و استعاره سر و کار دارند (البته این استعاره باید نه در خدمت مجاز که در خدمت واقعیت باشد). دستگاههای مسئول و سیاستگذاران هم در این بین باید کمک کنند تا این چرخه دیالکتیکی به خوبی شکل بگیرد. در این بین نقش صاحبان قدرت تنها نقش کاتالیزور و هموارکننده چرخه است و نباید بیش از حد در آن دخالت کنند. نباید این چرخه سالم را ناسالم کنند. در صورتی هم میتوانند چنین کمکی داشته باشند که خود درک درستی از جامعه و فرهنگ داشته باشند.اگر سیاستگذار ما درک خوبی از اینها نداشته و سیاستزده و اقتصادزده باشد؛ اگر فرهنگ برایش فرع باشد، قطعا این چرخه آسیب میبیند و ما نمیتوانیم توقع داشته باشیم سینماگر ما بتواند ارتباط درستی با زیستجهانی که به آن اشاره کردیم برقرار کند. بنابر این یا اهل تصنع و تکلف میشود که همان ریا و وانمود کردن است و ما آن را نمیخواهیم. یا اینکه به تقابل رو میآورد که آن هم مطلوب ما نیست. درباره سؤال شما هم میتوان ریشه را در این واقعیت جست که با توجه به وجه ساختاری نظام ما و رابطه قدرت و ثروت در آن، مطمئنا برخی سینماگران جذب این دو میشوند.
کدام گفتمان حلال مشکلات جامعه است
کدام گفتمان حلال مشکلات جامعه است
جامعه یا مردم ایران در حال حاضر با مشکلات و چالش هایی دست به گریبان هستند که می توان از دو منظر به آنها نگاه کرد. یکی از نگاه خود مردم و دیگر از منظر تحلیلی و به عنوان یک تحلیل گر. از منظر اول مهمترین چالش ها و مشکلات مردم همان نیازهای فیزیولوژیکی است، از قبیل مسکن و معاش و اشتغال و البته برخی مشکلات دیگر که می توان آنها را نرم افزاری یا فرهنگی و اخلاقی دانست. در بین این چالش ها یا نیازها، اشتغال و مساله تولید برجسته تر است. چرا که بیکاری - که خود ریشه در سیاست های غلط اقتصادی دارد- منجر به برجسته شدن مشکلات در سایر حوزه ها هم می شود. با این همه این مشکلات در بین قشرهای مختلف جامعه ممکن است متفاوت باشد، همان گونه که در همه جوامع چنین وضعیتی ممکن است وجود داشته باشد. فارغ از جهت گیری و سمت و سو های سیاسی، نیازهای فیزیولوژیکی مهمترین خواسته ها و اولویت های مردم است.
عدالت در انقلاب اسلامی مفهوم آزادی را هم در بر می گیرد
عدالت در انقلاب اسلامی مفهوم آزادی را هم در بر می گیرد
دکتر عماد افروغ، محقق و استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار مهر، در مورد جایگاه آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی گفت: انقلاب اسلامی در واقعیتی تحقق پذیرفت که قشر مستضعف نادیده انگاشته شده بود؛ یعنی مسئله اصلی عدالت فراموش شده بود. با این وصف امام(ره) فرمودند که مردم ما برای شکم انقلاب نکرده اند یعنی جهت معنوی، دینی و هویتی و فرهنگی نباید فراموش شود. به عبارت دیگر، وجه منحصر به فرد انقلاب اسلامی که بی توجه به دو عنصر سیاسی و اقتصادی نیست وجه فرهنگی است.
هویت ایرانی ( پاسخی به خسرو معتضد)
هویت ایرانی ( پاسخی به خسرو معتضد)
اطلاع حاصل شد که جناب آقای خسرو معتضد در روزنامه شرق به گونه ای متعرض ادعای بنده مبنی بر پوچ بودن طرح مکتب ایرانی شده اند و در این خصوص آرایی را به استاد مطهری نسبت داده اند. در این گفتگو، ایشان یک طرفه قاضی رفته و اصطلاحاً شلوغش کرده است، خودش را مدافع ایران و دیگران را متهم به مشکل داشتن با ملیت و مقدمه چینی برای شکستن حاکمیت ما، استقلال و یکپارچگی ملت کرده است و در جایی بدون شناخت کافی به گونه ای مکتب اثنی عشری را جوشیده از ایران می داند. اگر استناد ایشان به کتاب استاد مطهری است، باید به ایشان عرض کنم که استاد مطهری در صفحه 118 کتاب خود به استثناء سلمان، شیعیان اولیه را غیر ایرانی می داند، ضمن اینکه تصریح می کنند که همه ایرانیان مسلمان نیز شیعه نبودند، در صفحه 111 با مجعول بودن شیعه از سوی ایرانیان در مقابل اسلام نیز بشدت مخالفت می کنند. وقتی از هویت فرهنگی سخن به میان می آید بحث ته نشین شده ترین و مانا ترین عنصر فرهنگی است که باید آن را در هستی شناسی یا جهان بینی یک قوم جستجو کرد، این عنصر به تعبیر اکثر قریب به اتفاق ایران شناسان در نگاه سمایی و دینداری ایرانیان و نگرش یک گرای عرفانی آنان نهفته است. به علاوه، همانگونه که استاد مطهری به درستی اشاره کرده اند، این جعل شناسنامه واهی و کاذب به عنوان ایران گرایی قومی یا ناسیونالیسم ایرانی است که موجبات تجزیه و بحران هویتی را فراهم می کند، نه رجعت به هویت دینی ایرانیان که با پذیرش اسلام به اوج خودش می رسد. فراموشمان نمی شود که در زمان پهلوی به نام ایرانگرایی چه بلایی سر استقلال و هویتمان آمد. به هرحال در این مقال به همین اشارت بسنده کرده و ضمن اینکه ایشان را دعوت به مطالعه کتاب خود با عنوان هویت ایرانی و حقوق فرهنگی و تصریح بر تکیه مفهوم هویت بر پیوندهای فرهنگی و نه خاکی و خونی می کنم، ایشان و سایر خوانندگان محترم را به مطالعه خلاصه یکی از سخنرانی های خود در همایش «جای پا» در دانشگاه تهران دعوت می کنم و نقل قولی از استاد مطهری را پررنگ اضافه می کنم تا نامستند قولی به ایشان نسبت داده نشود. به آقای معتضد هم عرض می کنم مبحث هویت صرفاً یک بحث نقلی تاریخی نیست و پیچیدگی های نظری بسیار دارد.
مکتب ایرانی فرصت طلبی است(قسمت دوم)
مکتب ایرانی فرصت طلبی است
مشكل ما اصولا به خاطر پاسخ فقهی دادن به مسائل نیست، بلکه به دلیل عدم پاسخ فقهی دادن است. یعنی به نظر من جامعه ما به گونه ای برخلاف تصور و تبلیغ رایج عرفیگرایانه اداره میشود. یعنی قرارمان این بود كه با همه پیچیدگی ها و ظرایف فقهی غیر معهود و مصطلح اداره شود، اما معلوم نیست تصمیمات ما فقهی باشد، معلوم نیست شیوه اداره كشور فقهی باشد. به نظر من یك ملغمه است و در یك چنین ملغمه بازاری چیزی كه ذبح میشود مسلم بدانید که اخلاق است./ عدهای منافعشان را در تخریب میبینند و برنامهریزی شده عمل می کنند. چون همانطور كه عرض كردم مزه كرده و چارهای نیست جز اینكه با آنها برخورد شود و آنهایی كه در قدرت هستند و متمسک به این شیوه های غیر اخلاقی می شوند باید به زیر كشیده شوند. چون اینها آفت اداره سالم یك جامعه هستند./ چگونه می شود که از تفکرات سلفی گرایانه تا گرایشات ناسیونالیستی نوسان می بینیم. چه نسبتی بین دولت دینی و مدیریت امام زمانی و مكتب ایرانی وجود دارد؟ من هیچ اسمی جز فرصت طلبی و ماکیاولیسم مذهبی نمی شناسم.
مکتب ایرانی فرصت طلبی است (قسمت اول)
مکتب ایرانی فرصت طلبی است
شكافی که هم در عرصه اقتصاد، هم در عرصه سیاست و هم در عرصه فرهنگ شاهد آن هستیم. به تدریج احساس میشود كه بین عرصه مدنی، اجتماعی، نقد و غیر رسمی ما از یک سو و عرصه قدرت رسمی ما از سوی دیگر یک فاصله افتاده و این هشدار و زنگ خطر است./ جامعه را باید درگیر در سیاست خود كرد. این درگیری و حضور میتواند در ابعاد مختلف خودش را نشان دهد. اما متاسفانه به نظر میرسد سازوكارهایی در جامعه ما تعبیه شده است كه این اتصال ارگانیک و دیالکتیک بین عرصه اجتماعی و عرصه سیاسی رسمی کم رنگ شده است ./ ممکن است ما فهم خوبی از فلسفه سیاسی معطوف به مردمسالاری دینی نداشته باشیم و اجازه دهیم مفسرانی بیایند كه هیچ جایگاهی در شکل گیری مبانی تئوریك انقلاب نداشتند و امام هم همیشه آنها را مهار میكردند، یعنی كسانی كه حق مردم و اختیار مردم را برنمیتابند، كسانی كه به مردم نگاه ابزاری میكنند و اگر این نگاه ابزاری به نام دین باشد به مراتب مخرب تر است./یعنی ظرفی درایران وجود دارد كه از گذشته به ارث رسیده و ما محتوا و مظروف گرانسنگی به نام انقلاب اسلامی را میخواهیم در این ظرف محقق كنیم كه امكانپذیر نیست. این ظرف به اصطلاح رابطه قدرت- ثروت و تمركزگرایی، همراه با برخی شاخصهای فرهنگی و تاریخی آن از جمله فرّه ایزدی مستعد این مظروف نیست و ما به جای اینكه ظرف تاریخی خودمان را بسط دهیم مظروف را قبض و محدود میكنیم كه این جفا و خیانت در حق انقلاب است و چون ظرف مدنیمان را متناسب با این مظروف گرانسنگ بسط نمیدهیم، بیم آن دارم كه همان گونه که اشاره شد برخی از مظروفهای متناسب با این ظرف خودش را بازسازی و بازتولید كند مثل مفهوم فرّه ایزدی .
یادداشت قدردانی دکتر افروغ
یادداشت قدردانی دکتر افروغ
غرض از نگارش این چند سطر، قدردانی و تشکر از کسانی است که با موضعگیری خود به روشنتر شدن و بسط مطالب و سرنخهای این گفتوگو کمک کردند، بهطور خاص از آقایان توکلی، مطهری، کواکبیان، سید فاضل موسوی، نادران و حجج اسلام سوزنچی و جعفریان با طرح مباحث عالمانه و روشنگرانه خود و حتی امام جمعه محترم مشهد که باب یک بحث نقادانه و طلبگی را گشودند، کمال قدردانی را دارم. از عزیزانی که دست به قلم برده و از حریم نقد و آزادی بیان در نظام جمهوری اسلامی دفاع کردند و مطالب خود را در خبرگزاری مهر و پایگاههای اطلاعرسانی از قبیل جهاننیوز، فردانیوز، الف، خبرآنلاین، جنبش عدالتخواهی، دفتر تحکیم، تابناک، مشرق، بازتاب، فرارو، شفاف، عصر ایران و... انعکاس دادند و همچنین از خبرگزاری فارس که با انتشار متن کامل این گفتوگو از بسیاری سوءتفاهمها و بهرهبرداریهای محتمل و برنامهریزیشده جلوگیری نمود، کمال سپاس را دارم و از اینکه به دلیل فراموشی و عدم دسترسی نمیتوانم از تمام عزیزانی که در این چند روز نقشآفرینی مثبت کردهاند، سپاسگزاری کنم، عذرخواهی میکنم.
یادداشت نادران در دفاع از عماد افروغ
یادداشت نادران در دفاع از عماد افروغ
نماینده مردم تهران در مجلس در اعتراض به واکنشهای تند علیه عماد افروغ طی یادداشتی با برشمردن سوابق انقلابی وی خطاب به منتقدان نوشت: شهادت می دهم که آقای دکتر افروغ اندیشمند متعهد و متدینی است که نه به راحتی و نه حتی به سختی هویت دینی خود در دفاع از نظام اسلامی و اندیشه مترقی ولایت فقیه را از دست نخواهد داد. فردی که سالهای متمادی از عمر خود را در دفاع از روشنفکری دینی هزینه کرده است ابایی ندارد که برای تعمیق فهم دین در جامعه و حاکمیت مستمر فقه و فقیه باز هم هزینه بدهد. /برای همه کسانی که در این آتش با فریاد خود می دمند و یا با سکوت خود آن را تائید می کنند، لازم است تا ماجرایی را که خود شاهد آن بودم نقل کنم تا متوجه نوع نگاه روشن رهبر فرزانه انقلاب در مواجهه با روشنفکران و اندیشمندان جامعه شوند. بعد از جلسه دوم اندیشه های راهبردی که در بیت مقام معظم رهبری با موضوع نفش عدالت برگزار شد، در محضر ایشان برای نماز آماده می شدیم . حضرت آقا در موقع عبور از جلوی جمعیت ضمن خوش و بش با افراد به آقای دکتر افروغ که رسیدند پس از ملاطفت و تفقد، از وی پرسیدند: «شما چرا در این جلسه مقاله ارائه نکردید؟» یعنی برای ایشان علی رغم همه مشغله های ذهنی و اجرایی موضوعیت داشت که مواضع آقای دکتر افروغ را به عنوان یک اندیشمند جامعه شناس از منظر تئوری و کاربردی در حوزه عدالت بشوند و در مهندسی ساختاری آینده انقلاب اسلامی از آن بهره مند شوند./شهادت می دهم که بحمدالله زندگی فردی، اجتماعی، خانوادگی و علمی دکتر افروغ همواره در خدمت انقلاب اسلامی بوده، هست و خواهد بود و آنها که تلاش دارند بین ایشان و نظام اسلامی فاصله بیاندازند این آرزو را به گور خواهند برد. انشاءلله
متن کامل یادداشت الیاس نادران نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به این شرح است:
پاسخ حجت الاسلام جعفریان به امام جمعه مشهد
پاسخ حجت الاسلام جعفریان به امام جمعه مشهد
باید پرسید مقصود از نقد نظام چیست؟ و از نظر ایشان نظام حدش تا کجاست؟ بعد هم انتقاد کردن آیا به معنای مبارزه کردن با نظام است یا می تواند هدف آن اصلاح نظام باشد؟ / جالب آن که همین چند وقت پیش رهبر انقلاب در جمع دانشجویان در کرمانشاه، برای این که ظرفیت تغییر و اصلاح نظام را نشان بدهند، موضوع امکان نظام پارلمانی به جای نظام ریاستی را مطرح کردند، اما با کمال تعجب کسانی چون آقای علم الهدی به جای پیروی از این نگاه رهبری، رسما سخنانی می گویند که می توان از آنها ممنوعیت نقد را برداشت کردمهم این است که مفهوم انتقاد از نظام روشن شود، تا معلوم شود چه می خواهیم بکنیم.
جنبش عدالتخواهی:برخی تحت لوای مقدس همه را بی بصیرت و ضد ولایت فقیه می خوانند
جنبش عدالتخواه دانشجویی با صدور بیانیه ای در خصوص هجمه ها به برخی شخصیت ها همچون عماد افروغ تاکید کرد: برخی تحت لوای مقدس همه را بی بصیرت و ضد ولایت فقیه و منافق می خوانند. به گزارش خبرگزاری مهر، متن بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون انتقادات صورت گرفته به شخصیت های سیاسی کشور از سوی برخی گروه ها به این شرح است:
افروغ: اگر کاسبی از فتنه بصیرت است بویی از بصیرت نبرده ام
افروغ: اگر کاسبی از فتنه بصیرت است بویی از بصیرت نبرده ام
فتنه چند سویه است و نباید فقط به یک سوی آن توجه کرد. فتنه یک ثمره و نتیجه دارد و یک ریشه و یک ساقه. لذا ما در ریشه یابی و بررسی فتنه نباید فقط به ثمره آن توجه کنیم و از ریشه ها غافل شویم. /ریشه بخشی از فتنه در برخی سیاست هایی بوده که در سالهای اخیر شاهد بودیم و از سوی دیگر نحوه مواجهه با رقبا، عدم ازادی بیان، نقد ناپذیری را برخی دیگر از ریشه های فتنه می توان دانست . /اگر برخورد حکیمانه با آمیزش حق و باطل و توجه به تمام ابعاد فتنه شامل ثمره و ساقه و ریشه، به معنای طرفداری از فتنه است پس بی توجهی به ریشه های دامن زدن به فتنه، کاسبی کردن از فتنه، بی توجهی به ریشه های فتنه، تهمت بیهوده زدن و عدم تمایل به بررسی این جریان در مسیر قانونی و قضاوت های خیابانی ، عین بصیرت است. فاعتبروا یا اولی الابصار: ظاهرا در فضایی آکنده از قلب و جعل مفاهیم به سر می بریم. /افاضه فرمودند که فلانی از گفتگوی خود در پارک ملت پشیمان شده است. در پاسخ به او باید بگویم« بنده خدا تاکنون در طول حیاتم به ویژه پس از انقلاب اسلامی به غیر از یک مورد از هیچ اتخاذ موضعی پشیمان نشده ام و در این مورد به خصوص نیز از تک تک کلمات و عبارات خود دفاع می کنم و تا با برهانی قوی تر روبرو نشوم دست از موضع خود بر نمی دارم و فکر نمی کنم در کلمات این فرد مورد نظر برهان و محتوایی برای تغییر موضع بنده وجود داشته باشد. / اشاره کردم تنها یک مورد پشیمان شده ام و آن به رأیی بر می گردد که در سال 84 به رئیس دولت دادم. اگر شناخت فعلی را از سیاست ها و رفتارهای ایشان داشتم یقین بدانید که رای سفید می دادم و این بدان معناست که به رقیب ایشان هم رای نمی دادم.